-
دوست
جمعه 24 اسفند 1397 10:24
-
یار
دوشنبه 20 اسفند 1397 17:38
امروز از اون روزا بوداا! از همون روزا که حال نداری تکون بخوری چون هورمون هات هم به هم ریختن و میخوای همه رو کتک بزنی! زود بیدار شدم که مثلا رو مقاله کار کنم اما دیدم حال ندارم. همسر خواب بود و منم چای دم کردم و سریالم رو دیدم و صبحونه خوردم و سریال دیدمممممم. بعدشم به همسر گفتم من باید بخوابم کمی پیشم دراز کشید تا...
-
زن
جمعه 17 اسفند 1397 14:36
چند صباحی هست که همه جا پر شده از شعار ای وااای تو اسلام و بخصوص تو ایران به زن ظلم میشه، زنها مظلوم واقع میشن و حق و حقوق درست و حسابی هم که ندارن و خلاصه که بدبخت به تمام معنا! از این شعار های بی محتوای بی پایه و اساس و سطحی بسیار بدم میاد. بارها شده که در تلاش برای تخریب دین حرفای بی اساس شنیدم و بارها در دفاع از...
-
سالگرد
جمعه 17 اسفند 1397 10:02
امروز سالگرد ازدواجمونه... این مناسبتها حسهای مثبت رو چند برابر میکنن، یکم راجع به دو سال پیش و شب قبل عقد و روز عقد صحبت کردیم و از اینکه اصلا استرس نداشتم گفتم و خیالم راحت بود و اینکه خیلی هم بهمون خوش گذشت... همسرم یه موهبته توی زندگیم و خدا همه مهربونیش رو تو این مورد به من نشون داده...قدرش رو میدونم. +من اصلا...
-
نوشته ها و توهم ها
جمعه 17 اسفند 1397 09:55
-
تغییر
دوشنبه 6 اسفند 1397 09:07
میخوام یه چیزی بگم که کلا معادلات مغزی همه رو به هم بزنه و به میزان زیادی صحبت ها و توصیه های روانشناس ها رو به هم بریزه. البته در همین ابتدا اعلام میکنم که من منحصر به فرد هستم و ممکنه این حرفام در مورد شخص دیگه ای اصلاا صدق نکنه. میخوام بپرسم کی گفته بود امید به تغییر یه شخصی بعد از ازدواج نداشته باشید؟ درسته بعضی...
-
یک سال
دوشنبه 22 بهمن 1397 10:08
یک ساله که زیر یک سقف زندگی میکنیم، دقیقا یک ساله که هم خونه و هم اتاقی و هم همه چی شدیم، شریک همه چی! زمان که سریع میگذره درش حرفی نیست، اما این یک سال من پر بود از ماجرا... تاهل عجیب غریبه، خیلی خوبه، خیلی حسهای خوب داره، اما عجیب غریبه، اگه بگم من هنوز عادت نکردم باور میکنید؟اگه بگم لحظاتی دارم که همسرم رو نیگا...
-
امروزم
جمعه 12 بهمن 1397 23:50
چند روزی هست سرما خورده سرفه کن هستم. دو بار رفتم دکتر تا سرفه ام یکم بهتر شده. دیروز نرفتم کلاس فرانسه که هوای سرد خیلی بدترم میکنه. امروز اما خیلی روز مفیدی بود. همسر که رفت کلاس، من مقدمات ناهار و شام رو باهم آماده کردم، برنج خیسوندم و گردگیری کردم و 2 قسمت سریال دیدم و نمرات آخرین برگه ها رو وارد SPSS کردم و دوش...
-
دوست داشتن
سهشنبه 9 بهمن 1397 14:19
-
برادر
شنبه 29 دی 1397 09:03
خواهرم عشقه، دوره اما دوستش دارم، عاشق دخترشم هستم تازه. اما... من برادر میخوام. یه برادر بامزه و باحال و بیخیال. که هروقت بهش زنگ بزنم بیاد من رو ببره بیرون. که هروقت در مرحله پیش از پ قرار گرفتم بیاد انقدر من رو بخندونه که دیگه فرق روزهای عادی و اون روزها رو نفهمم.... که هروقت خواستم زنگ بزنم بهش و غرغرهام رو بزنم و...
-
حیفه
چهارشنبه 26 دی 1397 10:52
چند صباحی ست که به این فکر افتاده ام که حیفه که دیگران اینقدرررررر بهت حسودی کنن یا غبطه حال و وضعیتت رو بخورن و تو حتی بعضی وقتها، ساعاتی، دقایقی و حتی ثانیه هایی رو به نارضایتی بگذرونی، حیفه که همه میگن تو موفق هستی، شاد هستی و تفریحت هم همیشه سر جاشه، اونوقت به خودت اجازه بدی که تصویر ذهنی خودت غیر از این باشه. یه...
-
یاد میگیره
یکشنبه 16 دی 1397 09:50
-
جمعهههههه
جمعه 14 دی 1397 15:26
جمعه نقش های مختلفی تو زندگی من داشته، مدتها فرقی با روزهای دیگه هفته نداشته، چون روزهای دیگه هم نمیرفتم بیرون، مدتها جمعه رو اصلا دوست نداشتم و دوست داشتم نیاد و زود بره که من برم کتابخونه و درس بخونم و مطالعه کنم، مدتها عین روزهای دیگه هفته بوده چون جمعه ها هم کلاس داشته ام، اما الآن جمعه برام یک جمعه به معنی واقعی...
-
گذشته
سهشنبه 11 دی 1397 12:52
از جمعه صبح دارم تمام خاطراتم رو میخونم و مرور میکنم، حتی چند بار شده چند پست تکراری رو دو سه بار خوندم، دارم چند سال گذشته م رو مرور میکنم... چقدر تغییر کرده ام! چقدر همه چی عوض شده... بعضی موارد خوبه که عوض شده، بعضی ها نه... مستقل تر بودم، نسبتا بی خیال تر نسبت به افراد دوروبرم... سرم شلوغتر بود و بی حوصله تر...
-
نشد
دوشنبه 10 دی 1397 08:28
-
رویاپردازی
پنجشنبه 6 دی 1397 13:44
من رویا پردازی میکنم. زیاد... چند روزه متوجه شدم در دنیاهای موازی متعددی زندگی میکنم، یکی دو تا هم نیستن! آدم های مختلفی هستم با تیپ های مختلف و زندگی های مختلف! چندگانه... لازم نیست بمیرم و دوباره به دنیا بیام، من همین الآن هم دارم تناسخ رو تجربه میکنم... +سوال کتاب کلاس فرانسه: نیمکره چپ تون بیشتر فعالیت میکنه یا...
-
آخییییش
یکشنبه 2 دی 1397 10:23
از معدود زمانهایی میباشد که من در دوره قبل از پ هستم و حالم بهتر از این نمیشه، شکررررررر. مهمونی گرفتیم عااالی بود خیلیییییی هم خوش گذشت، همسری بساط بزن و برقص رو نصب کرد و فقط میگفت کاری نکنی همسایه ها بیان شکایت کلی رقصیدیم و کلی خندیدیم و خدا رو شکر خوب برگزار شد، آتلیه هم رفتیم و وااای نگم از موهام، پیرهن من صورتی...
-
هربار
جمعه 23 آذر 1397 10:56
هربار فکر میکنم نه دیگه این نهایت قدرت من، نهایت قوی بودن من و نهایت ظرفیت منه، هربار از خودم میپرسم مگه از این بیشتر هم میشه؟ اما لامصب زندگانی هربار من رو غافلگیر میکنه تا ظرفیت بی نهایتم رو نشونم بده! هربار از قدرت خودم سورپرایز میشومممممممم! باز هم تصمیماتی برای تغییر دارم...تغییرات تمومی نداره، مثل ظرفیت من برای...
-
تلاش
شنبه 17 آذر 1397 08:06
چند هفته پیش که یه بحثی تو کلاس فرانسه راه افتاده بود استادمون ازم پرسید وقتی به هدفت نمیرسی ناراحت و خشمگین میشی؟من لبخند زدم و گفتم نه! چون من همیشههه به هدفم رسیده ام... (الحمدلله) گفتم تاحالا نشده من یه هدفی تعیین کنم و بهش نرسیده باشم. فکرم مشغول حرفی شد که خودم زدم! تا امروز هم انگار میگشت نمونه هایی از شکست رو...
-
فیلممممم
جمعه 9 آذر 1397 15:23
این هفته باز برام خوش یمن بود خدا رو شکر. پروسه داده جمع کردن باز خوب پیش رفت و من چقدر خوشحال که همسرم رو دارم که من رو برد دانشگاه و کلی کمکم کرد و چقدر خسته شدیم اما چقدر شیرین بود این خستگی. خدا خیلی مهربونه و من باز هم ازش کمک میخوام و میدونم بازم کمکم میکنه. هفته بعد هفته آخر جمع کردن داده ست و باید خیلی جدی...
-
الگو
دوشنبه 5 آذر 1397 11:56
-
بایدددد
سهشنبه 29 آبان 1397 12:12
یکی از عادت های بسیار بد من این میباشد که ساعتها قبل از انجام یه کاری زانوی غم بغل میگیرم و عزا میگیرم که وااای! مثلا ساعت 4 کلاس دارم، میتونم بگم که از ساعت 12 من اعصابم خرد میشه که وای کلاس دارم چه بد! یا اگه قراره مهمون داشته باشم از 3 روز قبلش میگم وااای! جالب اینجاست که وقتی شروع به کار میکنم کاملا با عشق این کار...
-
پاییز
شنبه 26 آبان 1397 07:47
-
استاد مشاور
چهارشنبه 23 آبان 1397 07:52
این هفته شاید برای کار من هفته طلایی بود! هفته پیش 5 شنبه استاد مشاورم! مشاور! پیغام داد چه خبر از کارات؟ چرا نیومدی کلاسهای من داده جمع کنی؟؟منم گفتم والا بخاطر این تعطیلیا بچه ها نمیان خب چرا بیام؟بعد گفتم حالا که میپرسی هفته بعد کی بیام؟گفت 1 شنبه بیا. شنبه رفتم کپی برگه ها و تست هام رو انجام دادم، استاد مشاور هم...
-
کتاب
چهارشنبه 16 آبان 1397 07:34
از هفته پیش که رفتم داده جمع کنم و بعد دیدم این 2 هفته تعطیلی داره و کلاسها تق و لق ه و دست نگه داشتم از 19 آبان دوباره از سر بگیرم تایمم آزاد شده. آزاد برای اینکه بتونم باز هم روی اهدافم تمرکز کنم. بیشتر فرانسه بخونم، تصمیمم رومبنی بر مسلط شدن به نرم افزار spss محقق کنم! و قراره تا آخر سال مدرک ICDL 1و 2 رو بگیرم....
-
2 هفته شلووووووغ
شنبه 28 مهر 1397 09:58
کم پیش میاد اینگونه طولانی غیبت داشته باشم، اما انقدرررر سرم شلوغ بود وقت نمیکردم این پیج رو باز کنم و بنویسم! الآنم سریع مینویسم با همسر بریم بیرون کار داریم شدید! 2 هفته ست علاوه بر کلاسهای عصر من تقریبا هرروز صبح هم بیرون بودم ودنبال کارهای پایلوت و .....تجزیه تحلیل آماری طبق معمول گیر داره و رفتم پیش یه استاد آمار...
-
دوباره
جمعه 13 مهر 1397 15:54
وقتی تصمیم به پرانرژی بودن و هدف گذاری و تلاش میکنی، قطعا بازتاب این انرژی رو میبینی. 4 شنبه بین دو کلاسم به مسئول شعبه گفتم صبح ها کلاس فرانسه ندارید؟همشون عصره؟(من هرروز عصر کلاس دارم نمیتونم برم کلاس) گفت چرا اتفاقا 5 شنبه صبح مدرسهای خودمون کلاس دارن، گفتم من سطحم پایین نیستا، گفت اونها هم 14 ترمی خوندن، گفت بیا...
-
هدف جدید
پنجشنبه 5 مهر 1397 11:38
همه یه هدف جدید برای خودشون تعیین میکنن و اون میشه انگیزه ادامه دادن. حالا من تصمیم گرفتم یه هدف جدید داشته باشم، یه هدف متفاوت از بقیه اهداف خودم و اهداف دیگران. هدف جدید من اینه که از این به بعد خیلییییییی به خودم برسم، از همه لحاااظ. من کتاب زیاد میخونم، فیلم زیاد میبینم، کار هم که میکنم، غذا هم که میپزم، رو تز...
-
مهرماه من
چهارشنبه 4 مهر 1397 09:07
درسته که همیشه مهرماه یه بدبیاری برام داشته و چندین سال گذشته من مهرماه و آبان ماه برام اتفاق های ناگواری پیش اومده، از تصادف خواهرم سال 89 گرفته تا ...... خونریزی و جراحی مغزی که خودم سال 95 داشتم و عوارض ش و........ اما مهر ماه و پاییز همیشه برام عزیز بوده، چون در کنار این اتفاق های به ظاهر منفی من در همین فصل عزیز...
-
عشق
جمعه 30 شهریور 1397 13:35
گابریل گارسیا مارکز (در مورد کتاب عشق سالهای وبا): سالخوردگی به من آموخته است که، در نهایت آنچه اهمیت دارد، عواطف و احساسات عمیق عاشقانه است. یعنی آنچه در دل روی میدهد. کتابهای من همه به نحوی درباره عشق بوده اند . در صدسال تنهایی داستانی عاشقانه، از پی داستانی دیگر میآید. گزارش یک قتل نمایش وحشتناکی از عشق است. به...