-
مهمونی
جمعه 15 دی 1396 23:48
-
همینطورگی!
پنجشنبه 14 دی 1396 22:22
خدا رو شکر که هفته خوبی رو سپری کردیم، کلی خرید کردیم و با خواهرم خوش گذرونی کردیم. و خدا رو شکر چون سرعتمون خوب بود همسری هی نگفت عجله کنید و اینا! البته من یه شب ناراحت بودم و بهش گفتم حس میکنم آماده نیستیم که بریم خونه خودمون و فک کنم یکم ناراحت شده و فعلا راجع به عجله چیزی نمیگه، البته لازم هم نیست تکرار کنه! همه...
-
چه کنیم!
دوشنبه 11 دی 1396 18:01
چند روز اخیر چیزی عوض نشده بود! همون آش و همون کاسه بود و جو خوبی رو حس نمیکردم! البته قطعا وقتی زمان زیادی رو پیش هم سپری میکنیم اوضاع خیلی بهتره و این تلگرام و اس ام اس و حتی تماس تلفنی اوضاع رو بدتر میکنن... یکم سرم خلوت تره و چون خواهرم اینجاست سرعت خریدها رفته بالا و امروز رکورد خرید داشتیم... با اینکه فشار...
-
بایدهای من
دوشنبه 11 دی 1396 17:48
-
عشق و منطق
سهشنبه 5 دی 1396 22:39
من میتونم خیلی آگاه باشم، به کارها و عکس العمل ها و رفتار دیگران (+قطعا خودم) و ریشه یابی در علت این رفتار...گاهی زیادی آگاهم! هفته پیش کاملا کشف کردم علت اصلی زورگویی های همسرم چیه، امروزهم به مامان گفتم چی فکر میکنم! بهش گفتم که فکر میکنم میخواد منطق یک زن 60 ساله رو بکنه تو کله یه زن 28 ساله ای که با وجود اینکه...
-
ما
سهشنبه 5 دی 1396 17:06
-
شغل من
یکشنبه 3 دی 1396 14:36
دلم یه شغل متفاوت و هیجان انگیز میخواد! تاثیرات فیلم هم هست و من دلم میخواد کارهای ماجراجویانه انجام بدم! از بچگی هم اینا رو دوست داشتم و تو خیالاتم تا کجاها که پیش نمیرفتم... تدریس! هرگز فکرشم نمیکردم! اینکه توی کلاس قدرت مطلق باشی و از همه بیشتر بدونی بهترین حس دنیاست! اما هیجان انگیز؟اینطور فکر نمیکنم! دلم میخواست...
-
من
شنبه 2 دی 1396 22:41
-
گفتگو
سهشنبه 28 آذر 1396 23:34
با همسرم صحبت کردم! چند وقتی بود دلم پر بود و یه دلخوری هایی ازش داشتم و چندین بار آروم گفته بودم اما فک نکنم متوجه شده بود! اینبار کمی جدی قهر کردم تا متوجه عمق موضوع بشه! خوشبختانه انقدر خوب هستیم که مسالمت آمیز گفتگو کردیم و توضیحاتی دادیم و....... گفت تمرکز کرده روی اینکه کارها رو تموم کنه انقدر که دوست داره زندگی...
-
چه اسمی بذارم برای این پست؟!!!!!
یکشنبه 26 آذر 1396 08:10
وقتی پ عقب بیفته طبیعتا بجای 2-3 روز، 7-8 روز عصبی می مونی و دلت میخواد همههههه رو کتک بزنی! نه فقط دانشجوهات رو، یا همکلاسی فضولت رو! بلکه راننده تاکسی رو و آدمهای توی خیابون رو وقتی که واقعا حتی بلد نیستن درست حسابی راه برن! حالا از حالت عصبی م رفتم تو یه حالت سکون! از یه چیزی خیلیییییییی بدم میاد، از اینکه افرادی...
-
همسر متفاوت
جمعه 24 آذر 1396 19:26
من برای چندمین بار بهم ثابت شد که همسر من با بقیه مردها تفاوت داره! و اون کارها و رفتاری که روی مردهای دیگه اثری داره روی همسر من اثر متفاوتی دارن! همسر من بیشتر از من اشتیاق داره که بریم خونه خودمون! نمیدونم چرا! نمیدونم چرا اینقدر عجله داره! و من انقدر خونسردم! و از این خونسردی من حرص میخوره! اونروز برای انتخاب رنگ...
-
تغییرات در من
دوشنبه 20 آذر 1396 19:38
از یه اخلاق و خصوصیتم خیلی خوشم میاد! اونم اینه که وقتی فکر یه رفتار و خصوصیتم باعث میشه بهم بربخوره و به خودم بگم وااا! چرا اینطوری هستی؟ سریع دست به کار میشم برای تغییر! اونروز که ناراحت بودم (حالا حتی اگه بخاطر پ باشه) تصمیم خودم رو گرفتم! تصمیم گرفتم به خودم اجازه ندم حتی همسرم انقدررررررر برام مهم بشه که بتونه...
-
نمیدونم!
یکشنبه 19 آذر 1396 09:21
من میتونم گاهی بسیااار حساس و به قول معروف لوس بشم! معمولا هم اینطوره که در مورد چیزهای که اصلا فکرشم نمیکنی ناراحت میشم و غصه میخورم اما در مورد چیزهایی که شاید اکثر افراد ناراحت شن من بسیار کووووول عمل میکنم!! درسته که همیشه قبل "پ" یه چیزهایی تو ذهنت پررنگ میشن و شاید اگه هفته بعد پ باشه تو اصلا فکرشم...
-
پرنده خوشبختی
چهارشنبه 15 آذر 1396 16:22
و من همچنان در حال تعبیر خوابی هستم که سالها پیش دیدم، دیدم که مردم تو صفهایی تو خیابون در حرکتند و پرنده هایی در آسمان در حال پرواز در همان صفها... و مردم در تقلای گرفتن یکی از پرنده ها...من از همه جا بی خبر قاطی صف میشم و یه پرنده میاد پایین و بدون تلاش من برای گرفتنش خودش رو میندازه بغل من! نگاههای متعجب مردم+غبطه...
-
پرواز
چهارشنبه 15 آذر 1396 15:08
-
موفقیت در کنترل حالات روحی
دوشنبه 6 آذر 1396 11:30
وبلاگ نویسی خیلی خوبه! من هربار میام میبینم با فروان احساست چیزی نوشتم و الآن دیگه اون حس ها رو ندارم! اون نوشته رو بولتن مشاوره عالی اثر کرده! میام مینویسم و واقعااا تخلیه احساسات میشه! دیروز رفتیم شیرآلات و روشویی و اینا دیدیم، یه دور دیگه آشیانه عشقمون رو بررسی کردیم که چی چجوری خواهد بود. عااشق ویوی آشیانه مون...
-
عجله
یکشنبه 5 آذر 1396 17:42
دلیل این همه عجله رو نمیفهمم! اینکه معطل نکنه و سریع کارها رو بکنه اصلا بد نیست خیلی هم خوبه اما اینکه به خودمون فشار روحی وارد کنیم و اذیت شیم چرا؟چون یه تاریخ ذهنی تو ذهنش گذاشته که بریم خونه خودمون اصلا خوب نیست! یکم خسته شدم از این همه بدو بدو! من این ترم واقعا خسته شدم و سرم شلوغ بود و فشار روحی پروپوزال و 3 شنبه...
-
دوست داشتن از نوع خاص
جمعه 3 آذر 1396 19:54
مردها میتونن خیلی بی احساس بنظر برسن اما در واقع تمام تلاش و تمرکزشون روی تو و خانواده شونه! در حالیکه من افکار بیهوده در کله ام میپروراندم، همسری داشت مدل های کابینت رو نیگا میکرد و برام میفرستاد و وقتی بیدار شدم و دیدم شرمنده شدم! از اینکه در این حد تمرکز کرده و تلاش میکنه و تمام فکرش خوشحالی و آرامش و راحتیه منه...
-
من توانستم!
جمعه 3 آذر 1396 19:19
-
چندتا زندگی
جمعه 3 آذر 1396 15:28
گاهی دلم میخواد چندین بار زندگی کنم! هربار در یک نقش متفاوتی، هربار یه شخصیت جدیدی! زندگی خیلی کوتاهه و زمان سریع میگذره و من خیلی از اون شخصیت هایی که میخوام نمیتونم باشم! من خیلی تغییر کرده ام و میکنم و خودم رو ثابت نگه نمیدارم و ثبات رو ذاتا خصیصه مثبتی نمیدونم! به نظر خیلی ها مودی به نظر میرسم اما من اسمش رو...
-
تصمیم
چهارشنبه 1 آذر 1396 08:50
1. مامان اینا سفرشون رو به تعویق انداختن که من پروپوزال رو تحویل بدم و بعد برن تا حدودی شرمنده ام! تا حدودی! نه زیاد! 2. اومدم کتابخونه که یه چیزی سر هم کنم تموم شه بره. در واقع فقط عنوان، سوالات تحقیق، فرضیه ها و روش تحقیقم مهمه. باقیش قابل تغییره. 3. بارون میباره همشش. 4. دو سه هفته ای میشه که من 3شنبه ها موقع برگشت...
-
انتظارات و عادات
دوشنبه 29 آبان 1396 21:14
گاهی واقعا بعضی کارها باعث میشن بهشون عادت کنیم و متوجه نشیم که چقدر سطح انتظاراتمون بالا رفته! وقتی یه نفر یه کاری رو هرروز برامون انجام میده و تکرار میشه کم کم انتظار ما تکرار همیشگیه اون کاره و اگه روزی اون خواسته مون برآورد نشه شاید طلبکار هم بشیم درحالیکه اون شخص با تکرار کارش باعث شده ما حس طلبکارانه بهمون دست...
-
خواب
یکشنبه 28 آبان 1396 10:33
من از بچگی دوست داشتم که صبح دیر بیدار شم! بعد بقیه بیدار شم و یکی بیاد بیدارم کنه. یا وقتی شب می موندم خونه خاله م، دوست داشتم دختر خاله م قبل من بیدار شه و من زودتر بیدار نشم و همش منتظر بمونم که اون بیدار شه بازی کنیم! الآنم واقعا دلم میخواد یه روزی من بعد همسری بیدار شم و اون من رو بیدار کنه! اما نمیشههه! من همیشه...
-
من او
یکشنبه 28 آبان 1396 10:29
-
...
پنجشنبه 25 آبان 1396 19:18
-
یار قدیمی
چهارشنبه 24 آبان 1396 09:42
یه دوستی دارم که از سال 89 با هم در ارتباطیم! یا بودیم! شاید به نظر خیلی ها رابطه ما بسیار تحت تاثیر غرب زدگی من باشه! چون رابطی خییلی معمولی با یه پسر برای خیلی ها نامعموله و در مخیله نمیگنجد! از طریق بلاگفا با هم دوست شدیم و درددل میکردیم و ....تا اینکه ازدواج کرد و الآنم یه پسر داره! هرگز همدیگه رو ندیدیم! حتی...
-
حس خوب جواب من
دوشنبه 22 آبان 1396 20:32
امروز یه اتفاق قشنگ افتاد! اتفاق که، یه حس خوب!! بعد کلاس دومم داشتم برمیگشتم خونه که با خودم گفتم یه تیکه رو پیاده برم تا خونه و آهنگ گذاشتم تو گوشم و داشتم آروم میرفتم که رسیدم به آهنگ بنیامین "حواسم به توئه" و یاد شبی افتادم که با همسری رفتیم کنسرت بنامین و چقدرررررررر اون شب عالی بود...و همسری همه آهنگ...
-
باید های من
چهارشنبه 17 آبان 1396 16:05
مگه میشه سر کسی از این هم شلوغ تر بشه؟! یعنی سر هر شخصی مگه چقدر جا داره؟ مگه هر سری چقدر ظرفیت داره؟؟ در کناار کلاسهای بیشماری که دارم و فشار عظمایی به نام پروپوزال! با همسری خونه دیدن، و اومدن خواهر اینا دیگه وقت سر خاروندن نمیذاره. دیگه من هم به گروه همسری برای عجله در اینکه بریم خونه خودمون پیوستم، دیگه نمیتونم!...
-
من و موسیقی
پنجشنبه 11 آبان 1396 23:00
نمیتونم باور کنم این قدرت رو دارم! با اینکه امروز روز بسیار عالی ام با مسئله تکراری با بابا خراب شد و کلی حرص خوردم و ذهنم داغون ...... باز هم از اینکه میتونم ببخشم، میتونم آروم شم و با فیلم دیدن و درس خوندن برای کلاسهای هفته بعدم خودم رو از فضای ناراحتی دربیارم یکبار دیگه بهم ثابت کرد که من قوی هستم! نقش موسیقی خیلی...
-
امروز مود متفاوت
یکشنبه 7 آبان 1396 22:14
امروز صبح زود بیدار شدم، زود یعنی 5 ونیم! مطالعه و یادداشت و .......تا ساعت 8 که رفتم که به قرارم با مشاور برسم، این مشاور رو دوستم که ارشد روانشناسی بود معرفی کرده بود و من الکی وقت گرفته بودم! رایگان هم هست دانشگاه. دقیقا نمیدونستم چی میخواستم بگم! یه چیزایی گفتم و سوال پرسید و به چندتا از مشکلاتم راه حل ارائه داد و...