تکرار زندگی های من

تکرار زندگی های من

در اقیانوس زندگی، رها همچون ماهی کوچولوی شاد
تکرار زندگی های من

تکرار زندگی های من

در اقیانوس زندگی، رها همچون ماهی کوچولوی شاد

جدید

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

ایجاد هیجان!

همسر میگه یه عده گزارش دادن که تو خونه ها دعوا میشه؛ همه که نشستن خونه کنار هم دیگه ظرفیت تموم شده و جر و بحث و دعوا میشه. شماره تلفن مشاوره یا حل مشکل همچین چیزی هم گذاشتن!! منم چشام گرد میشه میگم خدا رو شکر ما دعوا نمیکنیم، میخنده میگه نه هنووووووز بعد با شوخی میزنم به بازوش میگم بیا اینم دعوا! جالبه که من و همسر با اینکه کل تایم باهمیم خیلی بهم گیر نمیدیم حتی میتونم بگم گیر دادن من خیلییییییی کم شده! قبلا بیشتر حساس میشدم!!! الآن حتی تو خونه هم به هم فضا میدیم، مثلا وقتی من تو اتاق کار پای لپتاپم هستم همسر میره پذیرایی کتاب میخونه یا گاهی من، بخصوص بعد حموم میرم اتاق خواب دراز میکشم و اونجا کتاب میخونم و آهنگم تو گوشم... مردم مشکل دارن آیا؟

دیروز صبح مثلا زود بیدار شدم بعد نماز نخوابیدم یکم به کارهام برسم، رفتم اینستا دیدم یه دوست تایلندی که امریکا زندگی میکنه داره با یکی دیگه از دوستاش که فک کردم اصالتا امریکاییه (بخطار لهجه ش) تو لایو پی اس 4 بازی میکنه. و تنهااا بیننده من بودم!!! و تازه اینا من رو به جا نیاورده بودن و کلی جوک شد. خلاصه اینا یکم بازی کردن و هیییییی می مُردن! امریکاییه قشنگ حواسش به نوشته های من تو لایو بود و هی میخوند و جواب میداد. یکی دونفر هم جوین شدن و رفتن. بعد تایلندی دیسکانکت شد و دیگه بازی رو قطع کردن. دیدم امریکایی خودش تنهایی بازی میکنه منم عاااشق اینم که یکی بازی کنه من تماشا کنم، از بچگی پسرخاله هام یا پسرداییم پی اس 2 بازی میکردن من نیگا میکردم، چون مسئولیت و فشار بازی رو دوش اونهاست و من فقط کیف میکنم!!! لایو ریکوئست فرستاد نوشتم ببخشید نمیتونم. یکم بعد گفت تو که بیکاری حوصله ت سر رفته بیا صحبت کنیم خب. گفتم حجاب ندارم نمیشه! گفت برو حجاب کن بیا!

فک کن اول صبحی ساعت 8 اینا بود. رفتم یکم آرایش کردم، شال سرم کردم اومدم. آرایش چون میدونید که چهره در آینه خیلی بهتر از دوربینه، چشمام هم پف داشت.

خلاصه لایو رفتیم و همون اولش گفتم ببین اینجا صبحه بعضی دوستای من ممکنه ما رو ببینن مراقب باش حرفای بد نگی. کلییییییییییییی خندیدیم و سوال پرسیدیم و حتی داستان ازدواجم رو پرسید و.......هیچی یه ساعتی صحبت کردیم و فهمیدم اصالتا اهل سودانه و مسلمونه! میپرسید نماز صبحت رو خوندی؟

گویا ترامپ وعده داده به همه 1200 دلار بخاطر این وضعیت بده، (اگه کسی درآمد پارسالش بالا باشه از این مبلغ کم میشه، اگه خیلی بالا بوده باشه صفر میشه) یه چیزی مثل بیمه بیکاری، یا یه همچین چیزی، اما فعلا فقط یه بار این پرداخت خواهد شد. یه چیزی پشت سر ترامپ گفتم میگفت سییییییس من 1200 دلارم رو میخوام و میخندید. چون نیویورک زندگی میکنه کلی سوال پرسیدم و دیگه هی میگفت کی میای؟! بعد گفت بیای امریکا کدوم شهر میری گفتم نیویورک چون من شهر شلوغ دوست دارم گفت اینجا کثیفه ها! مردم pee poop in public  و من تو شوک گفتم عب نداره

تا اینکه همسر جوین شد فهمیدم که از خواب بیدار شده، گفتم همسرم جوین شد سلام بده!!! خندیدیم و سلام داد و ... گفتم دفعه بعدی که بازی کنه بگه چون دیدن مردنش خیلی کیف میده. بعد آهان یادم رفت بگم هی گفت به به چه خوب صحبت میکنی، و گفت ته لهجه اسپانیایی داری در نهایت چون خیلی خوابش میومد فک کنم ساعت 2 نصفه شب شده بود اونجا. رفت بخوابههه.

+اینو بگم که من چندتا امریکایی اکتیویست هم فالو میکنم، این 1200 در مقابل مالیات و قبوض پرداختی خیلی زیاد نیست، یه چیزی مثل یارانه ماست که خب !!! اما امریکا خیلیییی ثروتمندتره خب! اما خیلی ها دارن از وضعیت امریکا شکایت میکنن، خود امریکایی ها رو میگما، من اخبار ایران رو دنبال نمیکنم. رقیب ترامپ تو انتخابات هی میگه پولها کجا میره چون دکترها ماسک و لباس مخصوص که میگن  gown/gear ندارن و من چندتا از فیلمهای اعتراضاتشون رو دیدم. باز هم با تشکر از دوستان عزیز امریکایی من. تازه کلی اعتراض هست به مردمی که رعایت نمیکنن و بیرون میرن و ...! البته ایالات کم کم شروع به دستور در خانه ماندن کردن و دوست سرخپوستم تا پریروز مجبور بود بره سرکار که گفت دیروز دیگه گاورنر ما هم گفت بشینید خونه!! فقط میرن ماهی گیرییییی. در ویرجینیای زیبا.

خواستم بدونید که حتی در ثروتمندترین کشور دنیا هم این موضوع بحران ایجاد کرده، این حس شریک شدن در یک مشکل مشترک یکم از درد کم میکنه.

++در این اثنا، یکی از دوستای این دوستم که تو لایو سر به سر این دوتا میذاشت و فهمید من ایرانی هستم فالو ریکوئست داد و گفت که داره به مسلمون شدن فک میکنه کم کم و به راهنمایی احتیاج داره و حال تایپ نداشتیم وویس فرستادیم. میگفت من مسیحی هستم اما آرامشی که اسلام داره رو دوست دارم و منم گفتم اکثر احکام این ادیان یکیه خب چون منبعشون یکیه، فقط اسلام آپدیت ه و آخرین دینیه که اومده و خب اگه یه برنامه ورژن جدیدش که خیلی بهتره بیاد که برات مفیدتره و بهتر کارت رو راه میندازه بازم از قدیمیه استفاده میکنی؟منطقیه؟ تو شوک فرو رفت و گفت

You definitely know how to prove a point

فک کنم زودی مسلمون شه!

هیچی دیگه اینم دیروز ما!

امروز تمرکز میکنم رو رفرنس های مقاله دوم، و به بچه های دانشگاه باید تکلیف جدید بگم و فیلم آموزشی از یوتیوب براشون بفرستم چون فک نکنم بریم دانشگاه.

مراقب روح و جسمتون باشید، بخصوص روح و روانتون.

++به خدا اسم من ماهی نیست!

خبببب

خب خدا رو شکر خیلی بهترم، دو شبه که راحت میخوابم! داروی معده هم خواب آوره بعد هر وعده غذایی یه چرتی میزنم! خلاصه شدم مثل بقیه افراد جامعه که مشغول به بیکاری هستن! خیلی هم بد نیست. دراز میکشم کتاب میخونم و مطلب میخونم و به این فک میکنم که استاد راهنمام دیر کرده!

امروز جرات پیدا کردم و بهش زنگ زدم، گفتم اون ژورنال پیغام داده که بخاطر این ویروس ریویو هاشون با تاخیر انجام خواهد شد و گفتم که فک نکنم با این بتونم دفاع کنم و لطفا مقاله بعدی رو ....که گفت بعلهههه پایان نامه ای رو که دستم بود دیروز تموم کردم و میخونم مقاله ت رو

و گفتم که استاد مشاور پیغام داده که به عنوان نویسنده دوم باید مقاله رو بخونه و اینا!!! پرسید مقاله اول اسمش رو نوشتی گفتم نه! (چون خود استاد راهنمام گفته بود اگه کمک کرد اسمش رو مینویسیم اگه نه نمینویسیم، خب کمک نکرده بود)

گفت اطلاع میدم چیکار کنی و تشکر کردم.

میخوام سریعتر مقاله سوم رو بنویسم این چند روز رخوت رو پشت سر گذاشتم و میخوام مثل قبل از این فرصت استفاده کنم انشاله.

راستی خاله منم کرونا گرفته و ایزوله خانگیه و کلی سرم و آمپول و خدا رو شکر بهتره. با اینکه از قبل آسم داشته! اما باز براش دعا میکنیم. انشاله همه صحت کامل پیدا کنن.

+دلم لک زده برای یه چیزبرگر چرب با کلیییییییی سس! کرونا هم بگذره من باید مراقب معده عزیزم باشم

مراقب خودتون باشید.

نه

نه! چند روز اخیر برای من اصلا خوب نبوده.

اولش یکم، خیلیییی کم سرفه داشتم و قفسه سینه م درد میکرد، و چون دیروزش خونه مامان اینا بودیم استرس شدیییییید اومد که اگههه اگه مریض باشم و به مامان اینا سرایت داده باشیم!!

بعدش دیدم نه خیر، سرفه کامل قطع شد اما من درد دارم از پشت، دنده های پشت سمت چپ، یه شب اصلا نخوابیدیم، چون وقتی دراز میکشیدم بدتر میشد، رفتیم کلینیک!!!!!!!!!!!!!!! هیشکی نبود خدا رو شکر اما دکتر خیلی جوون بود و اصلا بهم نزدیک نشد، گفت عصبیه! از استرس و اینا. همینکه دید تب ندارم خیالش راحت شد و برام داروی آرام بخش نوشت که اصلا حتی نخریدیم! بعدش با بابا صحبت کردم و از اونجایی که اخیرا خوابم خیلی بهم خورده بود و پیاز و ترشی و اینا هم خورده بودم بابا حدس زد که معده باشه و منم تو نت سرچ کردم دیدم بعله درد معده میزنه پشت و ....خلاصه دارو خریدیم و بعدشم یکی از فامیلامون که دکتر خوبیه مسکن تجویز کرد رفتیم مامان آمپول رو زد و من یکمممممم خوابیدم!

باورتون نمیشه چند روز قبل این ماجرا یه لحظه یادم افتاد نمازم مونده گفتم وای نمازم مونده، همسر با خنده گفت ناشکری نکن، یه هو دیدی فردا یه مرضی اومد حتی نتونستیم دولا راست شیم! بعد خندیدم! حالا من در حسرت راحت بدون درد دراز کشیدن مونده بودم! واقعا خب هرکی مریضه دراز میکشه دیگه نه؟مگه نه؟اما من درد داشتم و با دراز کشیدن بدترم میشد! خیلی حال بدی بودااا. یه ذره میخواستم خم شم درد داشتم. فقط برای آمپول که به زور دراز کشیدم یه حالت آروم پیدا کردم دیگه گفتم مامان شب بخییییییر! مامان پرسید چراغ رو خاموش کنم؟گفتم آره، همسرم رو تحویل بگیرید تا بیدار شم. خندید گفت باشه و رفت.

باز دیشبم خوب نخوابیدما! اما با کلی صلوات خوابم برد خدا رو شکر.صلوات تنها چیزی بود که اون لحظه به ذهنم رسید.

حالا فقط به یه پهلو میتونم بخوابم و بعد غذا حالم بد میشه. تقصیر خودمه، کلی نشستم فکر و خیال کردم (ضمیر ناخودآگاه من هم که خدای استرس مخفی!) و برنامه خوابم رو دیر تنظیم کردم و پیاااااز دشمن معده خوردم و ......

خلاصه خواستم به اطلاعتون برسونم اوضاع از اینی هم که هست میتونه بدتر باشه! هنوز جای شکر باقیست!

خودشادکُنی

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.