فک نکنم تا حالا انقدر از تموم شدن تعطیلات خوشحال بوده باشم! معمولا وقتی این حس به آدم دست میده که تعطیلات بد بوده باشه و این در حالیه که تعطیلات بهم خیلی خوش گذشت! کلی ددر دودور با همسری و بعدشم که سفر 5 روزه یه هویی به مشهد و کلی خوش گذرونی!
برای پ نشدن تو مشهد ال دی خوردم و زد سیستم رو قاطی کرد! الآنم در مرحله pre-p میخوام همه رو بزنم! به شدت عصبی ام و هر حرکتی عصبی ترم میکنه! مثلا اینکه مامان با یه حالتی میپرسه خوبییییی؟پس حالت خوبه؟که انگار انتظار داره هر لحظه من بخاطر نارضایتی از همسر منفجر شم! امروز بالاخره گفتم که اینگونه احوال پرسیش باعث استرس و انتقال اضطراب میشه!!!!!
یکم زیادی بیخیالم!
آزمون جامع نزدیکه و خوشحالم از فردا میرم کتابخونه و باید ضربتی بخونم که مطالب تموم شه!
دلم یکم تنهایی میخاد!!!!!
یکم زیادی بیخیال و خوبم! عجیب غریبه! از خواهرم پرسیدم همیشه همینطوری می مونم؟چون دوس دارم همینطوری بمونم! کووووووووول!
مکالمه هفته:=من -همسر
=بریم الماس شرق؟
-الماس غرب که پیش منه، برم الماس شرق چیکار؟
رمز خوشبختی ما خندیدن به هرچیزی، به هر بهانه ای و باهم خندیدن به تمام مواردی که افراد معمولی معمولی می پندارند!
همسر خوش اخلاق من به همه چی میخنده و من بسیار طولانی میخندم! یعنی حداقل 2 دقیقه بیشتر از خنده افراد معمولی!!!
مهم اینه که باهم راحت باشید، راحت نیازها و خواسته ها و ناراحتی ها، نگرانی ها و دغدغه ها رو درمیون بذارید. پنهون کاری نداشته باشید و به هم توجه کنید و سعی کنید کوتاه بیاید...
چطور ممکنه کسی از کسی دلخور بشه در این حالت؟
مهم اینه که از تمام لحظه ها برای لبخند، برای خنده، برای خوشحالی، برای محبت، برای بغل کردن هم استفاده کنیم....
مهم اینه که باهم match بشید و هرکسی جایگاه خودش رو بدونه و سعی نکنه از حد و حدودش خارج شه، و احترام در هر صورتی فراموش نشه...همراهی، همراهی، همراهی...
موسیقی و خاطرات...
دوستش دارم....
++برای اولین بار در ادامه بحث همسر برای اینکه باهاش برم خونه شون و طبق معمول میگفتم نه، بحث این شد که بریم خونه خودمون!!! خیلی جدی!! میپرسه =کی بریم!
-ژووووووووود!
=هروقت بگی میریم!
-تابستون!
=(باخنده) با اولیات صحبت کردی یا یه چیزی از خودت میگی؟
-از خودم میگم! (خنده)
=باشه امروز میرم به مامان اینا میگم!
-

کتککککککککککککک....
سال جدید شد!
بعد کلی بحث همسری دیشب اومد و کادوی من و مامان رو داد (اولین کادوی روز زن....) و شب رو موند و صبح کمی خرید و حاضر شدیم برای تحویل...
بعدشم خانواده همسری اومدن و مامانش یه سبزی پلو با ماهی فوق العاده خوشمزه آوردن و کمی عکس و ....بعد اینکه رفتن ناهار خوردیم و ........
اینکه حس خوب داشته باشی نشونه خوبیه! مامانم اینو میگه! گفت شروع خوب نشانه ادامه خوبه انشاله!
مامان خیلی نگران خوشحالی من بود و من نمیدونستم! حالا من انتقال نمیدم چقدرررررر با همسری خوبیم. نمیتونم انتقال بدم! دوست دارم همه اتفاقات بینمون رو بشینم با جزئیات به مامان بگم که حیف نمیشه!
خدا رو همیشه شکر کنیم. خدایا سال جدید کاری کن همه شادتر و خوشبخت تر بشن و حتما شکرگزارتر که رمز خوشبختیه...
قدر داشته هام رو میدونم خدایا.